رفتن به مطلب
آخرین اخبار
  • گانودرما با قدمتی حدود 5000 سال مورد استفاده پادشاهان کشورهای شرقی قرار میگرفت
  • این قارچ برای درمان بیماری های زیادی که امروز با آن ها دست و پنجه نرم میکنیم بسیار مفید است
  • قارچ گانودرما برای درمان کبد چرب، پسوریازیس، دیابت، سرطان، اگزما، پروستات، تیروئید و ... استفاده میشود
  • درصورتی که تمایل به مصرف آن دارید، از مصرف قارچ باز (فله) جدا خودداری فرمایید
  • مضرات مصرف این قارچ بصورت باز و فله بسیار زیاد بوده و یکی از علل آن مشخص نبودن دُز مصرفی روزانه شما میباشد

رادیوسلامتی

ادمین
  • تعداد ارسال ها

    432
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

15,376 Excellent

درباره رادیوسلامتی

  • درجه
    رادیوسلامتی
  • تاریخ تولد ۲۱ آذر ۱۳۶۹

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,100 بازدید کننده نمایه
  1. Change The Routine روال را تغییر دهید How To Move Forward When You Feel 'Stuck', 'Stagnated', Or That You Are Not Making Progress In Life چطوری رو به جلو حرکت کنی، وقتی احساس می کنی "گیر کردی"، "درگیر رکود شدی" یا اینکه "تو زندگی پیشرفت نمی کنی". Question Sent to GuruKev: سوال ارسال شده به کوین: I have the feeling that I am stagnating, that I have reached a plateau. من حس میکنم که در حال رکود هستم، به یک فلات رسیدم. I remember you telling a similar story in an audio and your Uncle advised you to change habits. یادم میاد که داستان مشابهی رو به صورت صوتی تعریف کردی و عموت بهت توصیه کرد که عادت های خودتو تغییر بدی. Would you advise me to change all habits or simply, only a few ? حالا به من توصیه می کنید که همه عادت هامو تغییر بدم یا فقط چند تاشونو؟ How do I choose which ones ? چطوری از بینشون انتخاب کنم؟ GuruKev’s Answer: جواب کوین: When “stagnated”, simply change the routine. Do things in a different order. Do different things. وقتی که "درگیر رکود" شدی، به سادگی روال رو تغییر بده. کارها رو یجور دیگه انجام بده. کارهای مختلف انجام بده. It could be as simple as changing the type of razor and soap you use. Cut your hair shorter or let it grow longer. Go to bed at a different time, and wake at a different time. میتونه به سادگیه تغییر صابون یا تیغی که مصرف میکنی باشه. موهاتو کوتاهتر کن یا بذار بلندتر بشن. ساعت خوابتو تغییر بده و ساعت بیدار شدنتو تغییر بده. Mostly, know that stagnation is not “bad” or something you need to “get out of”. درواقع باید بدونی که رکود «بد» نیست، یا چیزی نیست که باید «ازش خارج بشی». Embrace it, and know there is a season for everything. رکود رو بغل کن و بدون که برای هر چیزی فصلی وجود داره.
  2. Dealing With Negative People #2 برخورد با افراد منفی قسمت 2 ?Why Disconnecting With Certain People In Your Life Will Benefit Both You And Them چرا قطع ارتباط با افراد خاصی تو زندگیت برای خودت و اونا مفیده؟ Sometimes you have to “disconnect” from people out of love. Many people find themselves in a “relationship” with someone that seems to be negative. Have you ever been with someone who says bad things to you, over and over again? No matter what you say to the person about how their comments “hurt” you, they continue to say the same exact things. گاهی اوقات باید از روی عشق با مردم "قطع ارتباط" کنی. بیشتر مردم خودشونو در "ارتباط" با کسی میبینن که یه آدم منفی به نظر میرسه. تا حالا با کسی بودی که هی چیزای بدی بهت بگه؟ مهم نیست که بهش بگی که حرفاش اذیتت میکنه، اون همچنان دقیقاً همون چیزارو میگه. It seems like a broken record, going in circles, repeating the same negative things over and over. مثل یه نوار ضبط شده خراب، هی تکرار میشه، همون چیزای منفی رو باز هی تکرار میکنه. When this happens, know the reasons why. First all relationships are karmic. You are with someone because karma must be burned off between you. When that karma is gone, the relationship ends. وقتی این اتفاق میوفته، علتشو بدون. اولین علتش اینه که همه روابط دارای کارما هستن. شما با یه نفر در ارتباطی، چون کارما باید بین تون سوزونده بشه. وقتی اون کارما از بین رفت، رابطه به پایان می رسه. Next, whatever you are hearing from the person is really not about you. What others see in you is what they see in themselves. You must have compassion for those who say bad things about you. And what you think of others is really what you are feeling about yourself. دومین دلیل اینه که، هر چی که اون شخص میگه واقعاً درمورد تو نیست. هر چیزی که دیگران توی تو می بینن، همون چیزیه که توی خودشون می بینن. تو باید دلت بسوزه برای کسایی که در موردت چیزای بدی میگن، پس هر چیزی که تو هم درباره بقیه فکر میکنی، در واقع همون احساسیه که درمورد خودت داری. Remember, what you see in the world, is a reflection of what you are feeling about yourself. If you see people as good and kind, you see yourself that way. If you see someone as bad, you are seeing yourself in others. یادت باشه، هر چیزی که تو دنیا میبینی، بازتابی از احساسیه که در مورد خودت داری. اگر مردمو خوب و مهربون میبینی، خودتو مهربون شناختی. اگر کسی رو آدم بدی میبینی، داری خودتو توی اونا میبینی. This is true when you “feel” negative about someone. The way you feel about others is how you feel about yourself. When you are in a relationship that is emotionally and verbally abusive, first have compassion for that person. Be thankful for that person being in your life. They are in your life to help you grow, confront your own issues and to work on acceptance, understanding, compassion and forgiveness. They are helping you work on loving people without condition and without exception. این جمله درسته، مخصوصا وقتی که درمورد کسی «احساس منفی» داری. احساسی که نسبت به دیگران داری همون حسیه که نسبت به خودت داری. وقتی تو رابطه ای هستی که از نظر عاطفی و کلامی توهین آمیزه، اول نسبت به اون شخص دلسوزی کن. از حضورش تو زندگیت سپاسگزار باش. اونا تو زندگی تو هستند تا بهت کمک کنن رشد کنی، با مسائل مربوط به خودت مواجه بشی و روی پذیرش، درک، شفقت و بخشش کار کنی. اونا بهت کمک می کنن بدون قید و شرط و بدون استثنا روی دوست داشتن مردم کار کنی. So, love them. Forgive them. Be understanding, accepting, and thankful for them. Have compassion for them. Want them to be happy and to be free from suffering. If the verbal and emotional “abuse” continues, disconnect from them in a manner that is graceful. Move on. But, always continue to think only good and positive thoughts about them, say only good things about them, and sincerely wish for them happiness, joy, and peace. پس، دوستشون داشته باش. اونا رو ببخش. درک کن، بپذیر و سپاسگزار وجودشون باش. باهاشون همدردی کن. براشون بخواه که شاد باشن و از رنج هاشون رها بشن. اگه «سوءاستفاده» کلامی و عاطفی ادامه پیدا کرد، به شیوه‌ای که برازنده هست ازشون جدا شو. حرکت کن اما، همیشه در مورد اونا فقط افکار خوب و مثبت داشته باش، فقط چیزای خوب در موردشون بگو و از صمیم قلب براشون آرزوی خوشبختی، شادی و آرامش کن. When you can do this, you will release and let go of the karma, and you will release all negativity you had toward that person, even if they continue to say bad things about you! And, you will no longer be emotionally affected by their negative words or actions. You will instead be just a witness and observer to the “play of consciousness”. وقتی بتونی این کارو انجام بدی، یعنی کارما رو رها و آزاد کنی، اینجوری تمام احساسات منفی که نسبت به اون شخص داشتی رو رها کردی، حتی اگه اون به بدگویی در موردت ادامه بده! و دیگه از نظر عاطفی تحت تأثیر کلمات یا اعمال منفی شون قرار نمیگیری. در عوض تو فقط شاهد و ناظر چیزی به اسم «بازی آگاهی» خواهی بود. Much love, GuruKev
  3. رادیوسلامتی

    مقابله با درد

    Dealing With Pain مقابله با درد How To Deal With Mental Or Emotional Pain چگونه با دردهای ذهنی یا عاطفی مقابله کنیم You all are on a very special journey. You are feeling emotions very deeply for many reasons. As we all know with our minds, time does heal even the deepest hurts. Yet, when we feel these hurts, we are “out of our minds”. We are swallowed up by the hurt. Like being stuck in quicksand, we can’t get out. همه شما در یک سفر بسیار خاص هستید. شما به دلایل زیادی احساسات بسیار عمیقی دارید. همانطور که همه ما با ذهن خود می دانیم، زمان حتی عمیق ترین دردها را التیام می بخشد. با این حال، هنگامی که ما این آسیب ها را احساس می کنیم، "از ذهن خود خارج می شویم". ما را جراحت بلعیده است. مانند گیرکردن در شن های روان، نمی توانیم خارج شویم. Yet, there IS a secret to escaping from quicksand! YES. One CAN escape. This is taught on video survival courses. The secret is to totally RELAX, let go of fear, and GENTLY wiggle each leg. با این حال، رازی برای فرار از شن های روان وجود دارد! آره. یک نفر می تواند فرار کند. این در دوره های بقای ویدیویی تدریس می شود. راز این است که کاملاً آرام شوید، ترس را رها کنید و به آرامی هر پا را تکان دهید. Escaping from hurt and pain is similar. Breath and relax. KNOW you WILL get out. Gently wiggle. Allow yourself to come free without pulling or strain. Breath. Tap. Use a Mary Miller card. Get a BEST Treatment. فرار از صدمه و درد مشابه است. نفس بکشید و استراحت کنید. بدانید که بیرون خواهید رفت. به آرامی تکان دهید. به خود اجازه دهید بدون کشیدن یا فشار آوردن آزاد شوید. نفس. ضربه زدن. از کارت مری میلر استفاده کنید. بهترین درمان را دریافت کنید. We together will share much more love and happiness than either of us have ever known. It is our destiny to be happy and in bliss. We all can do it. I am with you. ما با هم عشق و شادی بسیار بیشتری از آنچه که هر یک از ما تا به حال دیده ایم به اشتراک خواهیم گذاشت. سرنوشت ما این است که شاد و در سعادت باشیم. همه ما می توانیم آن را انجام دهیم. من با تو هستم. Love, GuruKev عشق، GuruKev
  4. رادیوسلامتی

    گیتا

    The Gita گیتا Who Do You Listen To? You Become What You Think About به چه کسی گوش می دهید؟ شما همان چیزی می شوید که به آن فکر می کنید The last couple of days, I have been rereading "The Living Gita" (The Bhagavad Gita) and "The Yoga Sutras of Patanjali" translated into modern English by and with commentaries by Sri Swami Satchidananda (of Yogaville USA). در دو روز گذشته، «گیتای زنده» (بهاگاواد گیتا) و «یوگا سوتراهای پاتانجالی» را که توسط و با تفسیرهای سری سوامی ساچیدانانا (از یوگاویل ایالات متحده آمریکا) به انگلیسی مدرن ترجمه شده است، بازخوانی کرده‌ام. It is fascinating that everything modern science, quantum physics, modern spiritual "experts", and today's self-improvement "Gurus" try to say about and explain the human condition, why we think, feel and act the ways we do, and the nature of man and the Universe itself (physical and non physical), are all so clearly explained in these ancient texts. جالب است که همه چیزهای علم مدرن، فیزیک کوانتومی، "متخصصان معنوی" مدرن، و "گوروهای" خود-بهبود امروزی سعی می کنند در مورد شرایط انسان، چرایی فکر، احساس و عمل به شیوه هایی که انجام می دهیم، و طبیعت را توضیح دهند و توضیح دهند. انسان و خود جهان (فیزیکی و غیر فیزیکی) همه به وضوح در این متون کهن توضیح داده شده است. Imagine 5000 years ago, someone writing about the "mysteries" of why we are here, why we feel "bad" or have negative emotions, how to be happy no matter what happens to us, WHY things we don't want to happen in our lives DO happen sometimes, how to manifest our dreams and desires, how to get along better with people, how to succeed in business, how to be happy and fulfilled, how to have better health and live a long joyous life (the list can go on and on). تصور کنید 5000 سال پیش، شخصی در مورد "اسرار" این که چرا ما اینجا هستیم، چرا احساس "بد" یا احساسات منفی داریم، چگونه شاد باشیم، مهم نیست که چه اتفاقی برایمان می افتد، می نویسد، چرا چیزهایی که نمی خواهیم در آنها اتفاق بیفتد. زندگی ما گاهی اتفاق می افتد، چگونه رویاها و خواسته های خود را آشکار کنیم، چگونه با مردم بهتر کنار بیاییم، چگونه در تجارت موفق شویم، چگونه شاد و رضایت داشته باشیم، چگونه سلامتی بهتری داشته باشیم و زندگی طولانی شادی داشته باشیم (لیست می تواند ادامه داشتن). Even something like the "levels of exchange" which is NOW taught in Harvard Business School as NEW management theory, was CLEARLY explained in the Gita 5000 years ago! حتی چیزی شبیه به "سطوح مبادله" که اکنون در مدرسه بازرگانی هاروارد به عنوان نظریه مدیریت جدید تدریس می شود، به وضوح در گیتا 5000 سال پیش توضیح داده شد! Those levels are: آن سطوح عبارتند از: Give 0---------take 100% = Thief 0 بده ---------100% بگیر = دزد Give 50% -----take 100% = Bad business, unfair, unequal exchange 50% بده ----- 100% بگیر = تجارت بد، ناعادلانه، مبادله نابرابر Give 100% ---take 100% = Good business, fair, equal exchange 100% بده ---100% بگیر = تجارت خوب، منصفانه و برابر Give 150% ---take 100% = a virtuous person and a very successful business; exchange in abundance 150% بده ---100% بگیر = یک فرد فاضل و یک تجارت بسیار موفق. مبادله به وفور Give ANYTHING----take ZERO = a saint, or enlightened person (giving WITHOUT any desire or expectation of anything in return. Give sometimes not just SOME, but, all you have) هر چیزی بدهید ---- صفر بگیرید = یک فرد قدیس یا روشنفکر (بدون هیچ میل و انتظاری در ازای چیزی ببخشید. گاهی اوقات نه فقط مقداری، بلکه تمام آنچه را که دارید بدهید) This little formula is talked about by Maslow, Freud, Hubbard, Hawkins and so many more, yet I bet, none knows where it's origin comes from….this 5000 year old text from India, the Bhagavad Gita, where it was written down, and codified. این فرمول کوچک توسط مازلو، فروید، هوبارد، هاوکینز و بسیاری دیگر صحبت می‌شود، اما شرط می‌بندم هیچ‌کس نمی‌داند منشأ آن از کجا آمده است... این متن 5000 ساله از هند، بهاگاواد گیتا، جایی که نوشته شده است، و مدون شد. There really is nothing new under the sun. واقعا هیچ چیز جدیدی زیر آفتاب نیست. Then in the Yoga Sutras, also thousands of years old, all the methods for "clearing", or releasing, or letting go of trapped energy and thus freeing your unlimited potential and unleashing your trapped inner joy and peace, are all explained in detail there. سپس در یوگا سوتراها، همچنین هزاران سال قدمت، همه روش‌های «پاکسازی»، یا رهاسازی، یا رها کردن انرژی محبوس شده و در نتیجه آزاد کردن پتانسیل نامحدود و آزاد کردن شادی و آرامش درونی به دام افتاده، همه در آنجا به تفصیل توضیح داده شده است. . All the techniques that modern experts try to claim as their inventions or creations are clearly and precisely outlined in Patanjali's definitive, ancient, Divinely inspired work. تمام تکنیک‌هایی که متخصصان مدرن سعی می‌کنند آن‌ها را به‌عنوان اختراع یا ابداع خود بدانند، به‌طور واضح و دقیق در اثر قطعی، باستانی و الهام‌گرفته‌شده پاتانجلی بیان شده است. Consider reading these books (the versions I suggest are easy to read with excellent commentaries in simple English explaining the ancient text, making everything very clear and simple to understand). Also, consider "Listening to", someone who has spent thousands of hours reading, studying, meditating and contemplating these works and actually applied the methods described in the works into their own lives…thus fully experiencing the results. خواندن این کتاب‌ها را در نظر بگیرید (نسخه‌هایی که پیشنهاد می‌کنم به آسانی خوانده می‌شوند با تفسیرهای عالی به زبان انگلیسی ساده که متن باستانی را توضیح می‌دهند و همه چیز را بسیار واضح و قابل درک می‌کند). همچنین، «گوش دادن» را در نظر بگیرید، کسی که هزاران ساعت را صرف خواندن، مطالعه، مراقبه و تأمل در این آثار کرده است و در واقع روش‌های شرح داده شده در آثار را در زندگی خود به کار برده است… بنابراین نتایج را کاملاً تجربه کرده است. Such a person does not just "KNOW ABOUT" the material on an academic, intellectual level. They truly "KNOW" the material because of personal experience and "living it". They have BECOME the material and knowledge. چنین شخصی فقط در سطح آکادمیک و فکری مطالب را "می داند". آنها واقعاً به دلیل تجربه شخصی و "زندگی در آن" مطالب را "می دانند". آنها به ماده و دانش تبدیل شده اند. Much love, Your Friend, GuruKev عشق زیاد، دوست شما، GuruKev
  5. رادیوسلامتی

    آزادی واقعی

    True Freedom آزادی واقعی GuruKev Teaches How To Achieve Real Freedom GuruKev نحوه دستیابی به آزادی واقعی را آموزش می دهد What is freedom? Think about being free from guilt, suffering, pain, loneliness, depression, sadness, anger, hate, jealousy, envy, greed, want, desire, emptiness, insecurity, fear, the feelings of unworthiness and not being good enough, feeling undeserving, unwanted or unloved, embarrassment, shame, stress, anxiety, bitterness, despair, sadness, and laziness. آزادی چیست؟ به رهایی از گناه، رنج، درد، تنهایی، افسردگی، غم، خشم، نفرت، حسادت، حسادت، طمع، خواستن، میل، پوچی، ناامنی، ترس، احساس بی لیاقتی و خوب نبودن، احساس بی لیاقتی فکر کنید. ناخواسته یا ناخواسته، خجالت، شرم، استرس، اضطراب، تلخی، ناامیدی، اندوه و تنبلی. Feel true freedom from any negative thoughts... احساس آزادی واقعی از هر گونه افکار منفی ... Much Love, GuruKev عشق زیاد، GuruKev
  6. Your Greatest Teachers بزرگترین معلمان شما This Lesson Teaches Us Who Your Greatest Teacher Are And Who You Learn The Most From این درس به ما می آموزد که بهترین معلم شما چه کسی است و از چه کسانی بیشتر یاد می گیرید Who is your greatest teacher? Who can you learn the most from? بزرگترین معلم شما کیست؟ از چه کسی می توانید بیشتر یاد بگیرید؟ Consider this. If you are able to be unaffected by what anyone says or does not say to you, does or does not do to you or for you, then you are in control of your life. If you can withstand ridicule, pain, suffering, and negative experiences, then you are in control of your life. این را در نظر بگیرید. اگر بتوانید از آنچه که کسی به شما می گوید یا نمی گوید، با شما یا برای شما انجام می دهد یا نمی کند، تحت تاثیر قرار نگیرید، پس کنترل زندگی خود در دست شماست. اگر بتوانید در برابر تمسخر، درد، رنج و تجربیات منفی مقاومت کنید، پس کنترل زندگی خود را در دست دارید. If circumstances, conditions, events, and situations have no effect on your emotions, then you are in control of your life. Thus, all those people that tease you, talk bad about you and treat you with no respect are your "trainers". They are giving you opportunities to practice being unaffected by outside circumstances. They are testing your ability to "handle" situations in life. اگر شرایط، شرایط، رویدادها و موقعیت‌ها تأثیری بر احساسات شما نداشته باشند، پس شما کنترل زندگی خود را در دست دارید. بنابراین، تمام کسانی که شما را اذیت می کنند، در مورد شما بد صحبت می کنند و بدون احترام با شما رفتار می کنند، "مربیان" شما هستند. آنها به شما فرصت هایی می دهند که تحت تأثیر شرایط بیرونی قرار نگیرید. آنها در حال آزمایش توانایی شما برای "کنترل" موقعیت های زندگی هستند. How much can you take? How much can you put up with? How much can you stand? If you can handle anything, then you win. Be happy for those who talk bad about you, do bad things to you, and disrespect you. Be thankful for all the "challenges" in life. They are all testing you, and training you at the same time. چقدر می توانید بگیرید؟ چقدر می توانید تحمل کنید؟ چقدر می توانید تحمل کنید؟ اگر از عهده هر کاری برآیید، برنده می شوید. برای کسانی که در مورد شما بد می گویند، با شما بد می کنند و به شما بی احترامی می کنند، خوشحال باشید. برای همه «چالش‌های» زندگی شکرگزار باشید. همه آنها در حال آزمایش شما هستند و در عین حال شما را آموزش می دهند. If you know this, then you will "figure out" the "game". When you are unaffected by anything "outside" yourSELF, then all the world will be yours, and all your dreams will come true. اگر این را بدانید، آنگاه «بازی» را «پیدا خواهید کرد». وقتی تحت تأثیر هیچ چیز «خارج از خود» نباشید، تمام دنیا مال شما خواهد بود و تمام رویاهای شما محقق خواهند شد. Love, GuruKev عشق، GuruKev
  7. Don’t Resist What “Is” در برابر آنچه "هست" مقاومت نکنید There Is No Good Or Bad News, Only What You Think About The News هیچ خبر خوب یا بدی وجود ندارد، فقط آنچه در مورد اخبار فکر می کنید وجود دارد Our opinions, judgments, and thoughts about things many times are not based on facts and reality. A woman had a son who was "set up", 100% innocent, yet still sentenced to 10 years in prison. نظرات، قضاوت ها و افکار ما در مورد چیزها بارها بر اساس حقایق و واقعیت نیست. زنی پسری داشت که "تاسیس" شده بود، 100% بی گناه، اما هنوز به 10 سال زندان محکوم شده بود. The facts and the reality are: The boy was set up; he is 100% innocent; he is serving a 10 year prison sentence. That is the reality. Arguing with reality (or the absolute facts), and condemning the Universe for this reality will always cause you pain. حقایق و واقعیت عبارتند از: پسر راه اندازی شد. او 100% بی گناه است. او در حال گذراندن حکم 10 سال زندان است. واقعیت همین است. بحث با واقعیت (یا حقایق مطلق) و محکوم کردن جهان به خاطر این واقعیت همیشه باعث درد شما می شود. Wishing that the Universe made things happen differently (the way your mind THINKS it SHOULD have happened) will also always cause you pain. See things as they are without judgment. Be neutral about things. آرزوی اینکه کیهان چیزها را به گونه‌ای دیگر اتفاق بیفتد (همانطور که ذهن شما فکر می‌کند باید اتفاق می‌افتد) همیشه باعث درد شما خواهد شد. بدون قضاوت چیزها را همانطور که هستند ببینید. در مورد مسائل بی طرف باشید. There is ultimately no good or bad news, only news. It is YOU who decides if news is good or bad. What YOU perceive as good news, others may perceive as bad news. Accept more. Relax more. Take life more lightly. Be more cheerful. Go with the flow of life. This will reduce your suffering. در نهایت هیچ خبر خوب یا بدی وجود ندارد، فقط خبری است. این شما هستید که تصمیم می گیرید خبر خوب یا بد باشد. آنچه شما به عنوان یک خبر خوب درک می کنید، دیگران ممکن است به عنوان خبر بد درک کنند. بیشتر قبول کن بیشتر استراحت کن زندگی را ساده تر بگیرید. شادتر باش با جریان زندگی برو. این باعث کاهش رنج شما می شود. Much love, GuruKev عشق زیاد، GuruKev
  8. Getting Criticized مورد انتقاد قرار گرفتن When Someone Criticizes You, They Are Dealing With Their Own Inner Issues وقتی کسی از شما انتقاد می کند، با مسائل درونی خودش سروکار دارد Most people have a hard time when they get criticized, judged or condemned. Consider these ideas the next time you get criticized (and there will be many next times!). بسیاری از مردم زمانی که مورد انتقاد، قضاوت یا محکومیت قرار می‌گیرند، برایشان سخت است. دفعه بعد که مورد انتقاد قرار گرفتید این ایده ها را در نظر بگیرید (و دفعات بعدی هم زیاد خواهد بود!). First remember that what people criticize in you is really something within them that they are struggling with. ابتدا به یاد داشته باشید که آنچه مردم در شما انتقاد می کنند در واقع چیزی در درون آنهاست که با آن دست و پنجه نرم می کنند. So feel compassion for them. Next, take being criticized as an opportunity to have inner equanimity. Work on being the witness and observer to the criticism and do not partake in the "play of consciousness" that you are witnessing. پس با آنها همدردی کنید. در مرحله بعد، مورد انتقاد قرار گرفتن را به عنوان فرصتی برای داشتن آرامش درونی در نظر بگیرید. روی اینکه شاهد و ناظر انتقاد باشید کار کنید و در «بازی آگاهی» که شاهد آن هستید شرکت نکنید. Lastly remember that there was never a statue raised to a critic. But every person who has a statue raised in their honor was viciously criticized, condemned and judged negatively. So, when someone talks bad about you, smile to yourself and celebrate within, as the Universe is with you always. در آخر به یاد داشته باشید که هرگز مجسمه ای برای یک منتقد ساخته نشد. اما هر فردی که مجسمه ای به افتخار خود برافراشته است مورد انتقاد شدید، محکومیت و قضاوت منفی قرار گرفت. بنابراین، وقتی کسی در مورد شما بد صحبت می کند، به خودتان لبخند بزنید و از درون جشن بگیرید، زیرا کائنات همیشه با شماست. Much Love, GuruKev عشق زیاد، GuruKev
  9. رادیوسلامتی

    اوقات سختی

    Difficult Times زمان دشوار Through Adversity, You Discover Your Own Strength از طریق سختی ها، شما قدرت خود را کشف می کنید Many of you ask how to deal with “difficult” times in one’s life. Think of this: بسیاری از شما می‌پرسید که چگونه با زمان‌های "سخت" زندگی خود کنار بیایید. به این فکر کنید: A mighty wind blew night and day. It stole the oak tree’s leaves away. Then snapped its boughs and pulled its bark, until the oak was tired and stark. But still, the oak tree held its ground, while other trees fell all around. The weary wind gave up and spoke, “How can you still be standing, Mister Oak?” The oak tree said, “I know that you can break each branch of mine in two, carry every leaf away, shake my limbs, and make me sway. But I have roots stretched in the earth, growing stronger and stronger since my birth. You’ll never touch them, for you see, they are the very deepest part of me. Until today, I was not sure of just how much I could endure. But now I’ve found, with thanks to you, I’m so much stronger than I ever knew!” شب و روز باد شدیدی می وزید. برگ های درخت بلوط را ربود. سپس شاخه هایش را شکست و پوست آن را کشید تا اینکه بلوط خسته و کدر شد. اما با این حال، درخت بلوط زمین خود را حفظ کرد، در حالی که درختان دیگر در اطراف سقوط کردند. باد خسته تسلیم شد و گفت: "چطور می‌توانی همچنان بایستی، آقای اوک؟" درخت بلوط گفت: «می‌دانم که می‌توانی هر شاخه‌ام را دو نیم کنی، هر برگی را با خود ببری، اندامم را تکان دهی، و مرا وادار کنی که تاب بخورم. اما من ریشه هایی در زمین دارم که از بدو تولدم قوی تر و قوی تر می شوند. شما هرگز آنها را لمس نخواهید کرد، زیرا می بینید که آنها عمیق ترین بخش من هستند. تا امروز مطمئن نبودم که چقدر می توانم تحمل کنم. اما اکنون، با تشکر از شما، بسیار قوی تر از آن چیزی هستم که می دانستم!» Be thankful for everything in your life, and know that you will win in the end. برای همه چیز در زندگی خود شکرگزار باشید و بدانید که در پایان پیروز خواهید شد. Much love, عشق زیاد، GuruKev
  10. رادیوسلامتی

    احساس بد

    Feeling Bad احساس بد Negative Emotion Is Caused By Not Accepting What Is احساسات منفی با نپذیرفتن آنچه هست ایجاد می شود Feeling off is caused by several factors which can include: احساس ناراحتی ناشی از عوامل متعددی است که می تواند شامل موارد زیر باشد: the weather (barometric pressure; how much sun; wind; humidity/ among other factors) آب و هوا (فشار فشارسنجی، میزان خورشید، باد، رطوبت / از جمله عوامل دیگر) nutritional imbalances عدم تعادل تغذیه ای hormone imbalances عدم تعادل هورمونی astrological cycles چرخه های نجومی karma کارما where we focus our thoughts جایی که ما افکارمان را متمرکز می کنیم etc. و غیره. When we feel the need to try to figure out the root of it, that means we are resisting it. If one totally accepts it and allows it to flow, we could care less WHY we are feeling the way we do. وقتی احساس می کنیم باید سعی کنیم ریشه آن را کشف کنیم، به این معنی است که در برابر آن مقاومت می کنیم. اگر کسی کاملاً آن را بپذیرد و اجازه دهد جریان پیدا کند، می‌توانیم کمتر به این موضوع اهمیت بدهیم که چرا این احساس را داریم. The ultimate key is to know YOU are not your body and NOT your feelings. کلید نهایی این است که بدانید شما بدن و احساسات شما نیستید. We say things like “I am angry, or I am depressed, or I am sad”. ما جملاتی مانند "عصبانی هستم، یا افسرده، یا غمگین" می گوییم. No. خیر. It would be better to say, “I am FEELING angry. I am FEELING depressed, etc” بهتر است بگوییم: «احساس عصبانیت دارم. من احساس افسردگی می کنم و غیره” Such as “My body aches today.” You don’t say “I ache today”. It is your body that aches. Not YOU. مانند "امروز بدنم درد می کند." شما نمی گویید "امروز درد دارم". این بدن شماست که درد می کند. تو نه. A step further would be to say “My body and mind are feeling sad today but I am not suffering”. یک قدم جلوتر این است که بگوییم "بدن و ذهن من امروز غمگین است اما رنج نمی کشم". We do create our reality. That really is what the body and mind experience. It is NOT what the SELF experiences IF you are anchored in the knowing of the SELF. ما واقعیت خود را خلق می کنیم. این واقعاً همان چیزی است که بدن و ذهن تجربه می کنند. این چیزی نیست که خود تجربه می کند اگر شما در شناخت خود لنگر انداخته باشید. Having any negative emotion is simply caused by not accepting what IS. Negative emotions are caused by RESISTING what IS. داشتن هر گونه احساس منفی صرفاً ناشی از نپذیرفتن آنچه هست است. احساسات منفی ناشی از مقاومت در برابر آنچه هست است. That is GOOD for a moment, because it can help you clarify what you want. این برای یک لحظه خوب است، زیرا می تواند به شما کمک کند تا آنچه را که می خواهید روشن کنید. But then, once you do that, simply surrender to what IS. اما پس از انجام این کار، به سادگی تسلیم آنچه هست شوید. SO the formula is this: بنابراین فرمول این است: When you are feeling “bad”, simply accept those feelings and fully embrace them rather than resist the feelings. KNOW you are NOT your feelings. وقتی احساس "بد" می کنید، به سادگی آن احساسات را بپذیرید و به جای مقاومت در برابر احساسات، آنها را کاملا در آغوش بگیرید. بدانید که شما احساسات شما نیستید. Look around at your situation and decide what you want to change that would make you feel “better” به وضعیت خود نگاه کنید و تصمیم بگیرید که چه چیزی را می خواهید تغییر دهید تا احساس "بهتر" کنید. Accept what IS fully and embrace it آنچه هست را به طور کامل بپذیرید و آن را در آغوش بگیرید Allow the current negative feeling to fully bloom and then RELEASE those feelings. Let GO of those feelings instead of HOLDING ON TO THEM. اجازه دهید احساس منفی فعلی به طور کامل شکوفا شود و سپس آن احساسات را رها کنید. به جای نگه داشتن آنها، آن احساسات را رها کنید. Learning to “like” to feel bad is the release point. Thus, you feel bad but never suffer. And, in time, you just stop feeling bad because you are not “afraid” of feeling bad. یادگیری "دوست داشتن" برای احساس بد، نقطه رهایی است. بنابراین، شما احساس بدی می کنید اما هرگز رنج نمی برید. و به مرور زمان احساس بدی را از دست می دهید زیرا از احساس بد "نترسی" دارید. Sending you lots of love, GuruKev ارسال عشق فراوان برای شما، GuruKev
  11. Homeopathy هومیوپاتی GuruKev Explains His Miraculous Personal Experience With Classical Homeopathy GuruKev تجربه شخصی معجزه آسای خود را با هومیوپاتی کلاسیک توضیح می دهد Back in the early 80's, I had a medical problem: a severe Hiatal Hernia. در اوایل دهه 80، من یک مشکل پزشکی داشتم: فتق هیتال شدید. I was told that surgery was required and that ONLY surgery would correct the problem. به من گفته شد که جراحی لازم است و فقط جراحی مشکل را برطرف می کند. I heard this before about my deformed heart (from birth). In that case, I was treated out of the USA with Live Cell Therapy, and my "incurable" heart condition was completely cured. So, I knew that a Hiatal Hernia, no matter how bad it was, could possibly be "cured" by natural means. این را قبلاً در مورد قلب ناقصم (از بدو تولد) شنیده بودم. در آن صورت، من در خارج از ایالات متحده با سلول درمانی زنده تحت درمان قرار گرفتم و بیماری "لاعلاج" قلب من به طور کامل درمان شد. بنابراین، می دانستم که فتق هیتال، مهم نیست که چقدر بد باشد، احتمالاً می تواند با روش های طبیعی "درمان" شود. I went back to the Doctors who used Live Cell Therapy to cure my heart condition. They said that Live Cells "might" help, but they suggested I first try "classical homeopathy" and use a "constitutional" energetic remedy at a very high frequency. They believed that the hernia was caused by an "energetic" imbalance. So even if the live cells DID cure the hernia, the root cause would still be there and would manifest in some other medical condition. به پزشکانی برگشتم که از سلول درمانی زنده برای درمان بیماری قلبی من استفاده کردند. آنها گفتند که سلول های زنده "ممکن است" کمک کنند، اما آنها پیشنهاد کردند که ابتدا "همیوپاتی کلاسیک" را امتحان کنم و از یک داروی انرژی زا "قانونی" با فرکانس بسیار بالا استفاده کنم. آنها معتقد بودند که فتق ناشی از عدم تعادل "انرژی" است. بنابراین حتی اگر سلول های زنده فتق را درمان کنند، علت اصلی همچنان وجود دارد و در برخی شرایط پزشکی دیگر ظاهر می شود. They theorized that the heart condition was also caused by this same energetic imbalance. This is why, after curing the heart issue with live cells, the hernia manifested, since the underlying energetic issue was not addressed. آنها این نظریه را مطرح کردند که بیماری قلبی نیز ناشی از همین عدم تعادل انرژی است. به همین دلیل است که پس از درمان مشکل قلب با سلول‌های زنده، فتق ظاهر می‌شود، زیرا به موضوع انرژی اساسی توجه نشده است. So, I went to a Classical Homeopath. I filled out the longest questionnaire you could imagine, asking me all kinds of questions. Not only questions about my physical condition, but about my childhood, my emotions, the traumas and disappointments I had in my life, events that caused me embarrassment, my fears etc. etc. بنابراین، من به یک هومیوپات کلاسیک رفتم. من طولانی‌ترین پرسشنامه‌ای را که می‌توانستید تصور کنید پر کردم و از من انواع سؤالات را پرسیدم. نه تنها در مورد وضعیت جسمانی ام، بلکه در مورد کودکی ام، احساساتم، آسیب ها و ناامیدی هایی که در زندگی ام داشتم، حوادثی که باعث خجالت من شدند، ترس هایم و غیره. It took HOURS to fill this out. The Doctor said to come back in 3 days, so he could review all my answers. When I met with him 3 days later, he interviewed me, asking more questions based on my answers to the questionnaire. This interview took over 3 hours! When we were finished, he told me to come back in 3 days so he could review everything. ساعت ها طول کشید تا این را پر کنید. دکتر گفت 3 روز دیگر برمی گردم تا بتواند تمام پاسخ های من را بررسی کند. وقتی 3 روز بعد با او ملاقات کردم، او با من مصاحبه کرد و بر اساس پاسخ های من به پرسشنامه، سؤالات بیشتری پرسید. این مصاحبه بیش از 3 ساعت طول کشید! وقتی کارمان تمام شد به من گفت 3 روز دیگر برگرد تا همه چیز را بررسی کند. Three days later, I was back in his office. Based on all the information provided, and his extensive experience, he gave me a "constitutional remedy" that would address deep root cause energetic imbalances. Not only would this "cure" my hernia, but many other "emotional" issues, and "blocks" would be blown out as well. 3 روز بعد، من به دفتر او برگشتم. بر اساس تمام اطلاعات ارائه شده، و تجربه گسترده‌اش، او یک «درمان قانون اساسی» به من داد که به عدم تعادل انرژی ناشی از ریشه‌های عمیق رسیدگی می‌کند. این نه تنها فتق من را "درمان" می کند، بلکه بسیاری از مسائل "عاطفی" و "بلاک ها" دیگر نیز از بین می رود. I was told that not only would I feel physically better, but also, my mental and emotional states would be much better. AND that "everything in your life is going to get better". به من گفته شد که نه تنها از نظر جسمی احساس بهتری دارم، بلکه حالات روحی و روانی من نیز بسیار بهتر خواهد بود. و اینکه "همه چیز در زندگی شما بهتر خواهد شد". I took the remedy for 3 months. During this time, I really did not notice much. At the end of 3 months, I went back to my Medical Doctor (who did the X rays and diagnosed my hernia). He did another set of X-Rays. He was SHOCKED! NO hernia! He simply said "Impossible". من دارو را به مدت 3 ماه مصرف کردم. در این مدت من واقعاً چیز زیادی متوجه نشدم. در پایان 3 ماه، دوباره نزد دکترم رفتم (که اشعه ایکس را انجام داد و فتق من را تشخیص داد). او یک مجموعه دیگر از اشعه ایکس انجام داد. او شوکه شد! بدون فتق! او به سادگی گفت "غیرممکن است". Over the next few months, I DID notice other "changes" in my personality, emotional and mental states, and overall feeling of well-being. در طی چند ماه آینده، متوجه «تغییرات» دیگری در شخصیت، حالات عاطفی و ذهنی و احساس کلی خوب شدم. Classical Homeopathy is POWERFUL. IF done right, by an expert. هومیوپاتی کلاسیک قدرتمند است. اگر درست انجام شود توسط یک متخصص Consider Classical Homeopathy. هومیوپاتی کلاسیک را در نظر بگیرید. Much love, Your friend, GuruKev عشق زیاد، دوست شما، GuruKev
  12. Laughing خندیدن The Secret To Laughing That Creates Miracles In Your Life راز خندیدن که تو زندگیت معجزه ایجاد می کنه Laughing is the best medicine for anything that ails you. خندیدن بهترین دارو برای هر چیزیه که تو رو آزار می ده. No matter if you are physically sick, down in the dumps emotionally, or in financial ruin, nothing is better to "fix things up" than laughing. Laughing has amazing benefits to both the body and the mind. This has been scientifically proven to be fact. فرقی نمی‌کنه از نظر جسمی بیمار هستی، از نظر عاطفی توی سطل زباله ای یا از نظر مالی توی تباهی گیر افتادی، هیچ چیزی بهتر از خندیدن برای "رفع همه مشکلات" وجود نداره. خندیدن فواید شگفت انگیزی، هم برای بدن و هم برای ذهن داره. این از نظر علمی ثابت شده که واقعیت داره. Laughing releases tension and stress. It calms the central nervous system. It slows and calms the mind. It releases endorphins into your body, which both help heal the body, while at the same time make you feel great. خندیدن تنش و استرس رو از بین می بره. سیستم عصبی مرکزی رو آرام می کنه. ذهن رو آروم می کنه. اندورفین رو در بدن آزاد می کنه که نه تنها به التیام بدن کمک می کنه و در عین حال احساس خوبی هم بهت می ده. As the great Ed Foreman says, "Life is for laughing, loving, and living". Live the good life. It is your choice. The secret to laughing that creates miracles in your life is to make it a habit of laughing even when there does not seem to be a reason to laugh. همونطور که اد فورمن بزرگ می گه: "زندگی برای خندیدن، دوست داشتن و زندگی کردنه". خوب زندگی کن. این انتخاب خودته. راز خندیدن که تو زندگیت معجزه می کنه، اینه که خندیدن رو به عادت تبدیل کنی حتی زمانی که به نظر می رسه دلیلی برای خندیدن وجود نداره. THAT is the key. Laugh EVERY day. این کلیدشه. هر روز بخند Be the kind of person who laughs easily and often, and watch the miracles start to manifest in your life. از اون دسته افرادی باش که به راحتی و اغلب می خندن و بعد شاهد شروع معجزات تو زندگی خودت باش. Your friend, دوست شما، GuruKev استاد کوین
  13. Procrastination اهمال کاری GuruKev Recommends 2 New Books To Overcome Adversity When You Are Trying To Reach Your Goals There are two new books I highly suggest. استاد کوین دو تا کتاب جدید برای غلبه بر سختی ها، توی موقعی که درحال تلاش برای رسیدن به اهدافت هستی توصیه می کنه. دو تا کتاب جدید هست که به شدت پیشنهاد می کنم. First, The War of Art by Steven Pressfield. This book helps with procrastination and all the “resistance” one deals with when trying to make their dreams become a reality. اولیش، "جنگ هنر" اثر استیون پرسفیلد. این کتاب کمک میکنه تا اهمال کاری ها و تمام «مقاومت»هایی که یه نفر موقع تلاش برای تبدیل کردن رویاهاش به واقعیت داره، رو پیدا کنه. When you set a goal, most people start to encounter “resistance” which leads to procrastination. This book addresses that issue. وقتی یه هدفی تعیین میشه، اکثر مردم با «مقاومت» مواجه می شوند که منجر میشه به تعویق انداختن کارها. این کتاب درباره این موضوع صحبت میکنه. The next book is The Obstacle is the Way by Ryan Holiday. This book addresses how to overcome adversity when you are trying to reach your goals. کتاب بعدی به اسم «هر مانعی یه راهه» نوشته رایان هالیدی هستش. این کتاب درباره چگونگی غلبه به سختی هایی صحبت میکنه که موقع تلاش برای رسیدن به اهدافت باهاشون روبرو میشی. Both books are short and very quick and easy reads. Remember, leaders are always readers. هر دوتا کتاب کوتاه هستن و خیلی سریع و آسون خونده می شن. یادت باشه، رهبران همیشه درحال مطالعه هستن. And as my dear departed friend Charlie “Tremendous” Jones used to say, “The person you will be in 5 years from now will be based on the people you spend the most time with, and the books you read”. و همونطور که خدا بیامرز، دوست عزیزم چارلی «ترمندوس» جونز می گفت، «کسی که 5 سال دیگر بهش تبدیل میشین، بر اساس کساییه که بیشترین زمان رو باهاشون می گذرونید و کتاب هایی که می خونید». Much love, عشق زیاد، GuruKev استاد کوین
  14. Kevin's Fan Club Free Training آموزش رایگان باشگاه هواداران کوین If you want to be successful and achieve your goals and dreams, having great physical health and vitality will be a huge help. اگه می خوای موفق باشی و به اهداف و رویاهای خودت برسی، داشتن سلامت جسمی و نشاط عالی کمک بزرگی بهت میکنه. Most successful people have lots of physical and mental energy. اکثر افراد موفق انرژی فیزیکی و ذهنی زیادی دارن. They have physical and mental stamina and endurance. تحمل و استقامت جسمی و روحی دارن. Much of this is genetic, which means it is something that you are just born with. But it does not matter if you were born with a strong physical “constitution” or not. بیشتر اینها ژنتیکیه، یعنی چیزیه که تو باهاش متولد شدی. اما فرقی نمی کنه که تو با این "قانون اساسیِ" فیزیکیِ قوی متولد شدی یا نه. You can do certain things that will help you feel physically and mentally stronger, which is turn will give you more personal “power” and make it easy to achieve your goals and dreams. تو می تونی کارهای خاصی انجام بدی که بهت کمک می کنه از نظر جسمی و روحی قوی تر بشی، که یجورایی"قدرت" شخصی بیشتری بهت میده، و رسیدن به اهداف و رویاهات رو آسون می کنه. When you feel physically “strong” and healthy, you feel more confident and stay mentally and emotionally “up” more. وقتی از نظر جسمی احساس "قدرت" و سلامتی می کنی، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنی و از نظر ذهنی و عاطفی بیشتر "بالا" می مونی. If you get emotionally “punched in the stomach”, you recover much quicker if you feel physically good. اگر از نظر عاطفی با "مشت" زده باشنت، خیلی سریع تر خوب میشی اگه از نظر جسمی احساس خوبی داشته باشی. Here are the suggestions to increase how physically good you feel. اینجا پیشنهادهایی برای افزایش احساس خوب بدنی وجود داره. Remember, the more physically good you feel, the easier it will be to emotionally feel good more often and the easier it will be to thus manifest your goals and dreams in life. یادت باشه، هرچی از نظر جسمی احساس خوبی داشته باشی، راحت‌تر می‌تونی از نظر احساسی احساس خوب بیشتری داشته باشی و اینجوری رسیدن به اهداف و رویاهات توی زندگی آسون‌تر میشه. 1.) Take a daily walk outside for at least 15 minutes. Go up to an hour or more if possible. When walking, look at things far away. 1.) هرروز حداقل 15 دقیقه بیرون از خونه پیاده روی کن. در صورت امکان تا یک ساعت یا بیشتر این کارو بکن. در حین راه رفتن به چیزهای دور نگاه کن. 2.) Drink between 1/2 to 1 gallon of pure spring or filtered water a day. This means pure water with nothing in it. Tea or water with some lemon in it does not count. Water and nothing else. 2.) هرروز 1 الی 1.5 پارچ از آب چشمه خالص یا آب تصفیه شده بخور. این یعنی آبی که خالص باشه، بدون هیچ افزودنی. چای یا ترکیب آب با یکم چیزی نیست که ازش حرف میزنم. فقط و فقط آب. 3.) Eat an organic apple a day. 3.) روزی یدونه سیب ارگانیک بخور. 4.) Don’t eat anything 4 hours before you go to bed. 4. 4 ساعت قبل از رفتن به رختخواب چیزی نخور. 5.) Try as best as you can to eliminate or reduce from your diet High Fructose Corn Syrup, Monosodium Glutamate, and any Genetically Modifed Food ingredients. 5.) تا جایی که می تونی سعی کن شربت ذرت با فروکتوز بالا، مونوسدیم گلوتامات و هر ماده غذایی اصلاح شده ژنتیکی رو از رژیم غذاییت حذف یا کم کن. 6) Do some “stretching” exercises as often as you can (ideally 3-5 times a week or more) 6) تا جایی که میتونی تمرینات کششی انجام بده (به طور ایده آل 3 الی 5 بار در هفته یا بیشتر). Yoga and Kung Fu are great routines that I do. یوگا و کونگ فو روتین های فوق العاده ای هستن که من انجام می دم. 7.) Consider doing some colon hydrotherapy also called colonics. 7.) آب درمانی کولون که کولونیک هم بهش میگن رو امتحان کن. There are closed and open systems. I have used both and both are good. For the first time, consider an open system. سیستم های بسته و باز وجود داره. من از هر دوتاش استفاده کردم و هر دوش خوب هستن. برای اولین بار، یک سیستم باز رو انتخاب کن. Discuss with the colon therapist the number and frequency of colonics that will be best for you. I have done 30 colonics in 30 days while fasting at the same time. با درمانگر کولون در مورد تعداد و دفعات کولون هایی که برای تو بهتره صحبت کن. من 30 کولون توی 30 روز، بصورت ناشتا انجام دادم. All these suggestions will get you feeling much better physically, mentally and emotionally. همه این پیشنهادا باعث می شه که از نظر جسمی، ذهنی و عاطفی احساس بهتری داشته باشی. This will give you more “personal power” and increase the energy flow through your body. این بهت "قدرت شخصی" بیشتری می ده و جریان انرژی رو تو بدن شما افزایش می ده. When you feel physically good, your dreams will manifest faster and easier. وقتی از نظر جسمی احساس خوبی داشته باشی، رویاهات سریعتر و راحت تر ظاهر می شن. Much love to all of you and may you never be the same. خیلی عاشقتونم و امیدوارم هیچ وقت مثل قبل نباشین. Your friend, دوست شما، Kevin Trudeau کوین ترودو
  15. Wall Of Fire This Lesson Is About Passing Through A "Wall Of Fire", What It Means And It's Possible Results دیوار آتش توی این درس درباره گذر از "دیوار آتش"، معنیش و نتایج احتمالیش صحبت میکنیم. I get many letters from people all around the world asking “What can I do to get rid of what seems and feels to be energetic “blocks” that are holding me back from attaining my dreams and feeling good all the time?” نامه‌های زیادی از مردم سراسر جهان دریافت می‌کنم که می‌پرسن: «برای خلاص شدن از شر "مسدود کننده های" انرژی که مانع میشه از اینکه به رویاهام برسم یا همیشه احساس خوبی داشته باشم، چکار باید بکنم؟» Yes, you do have “blocks”. Everyone does. These blocks are in fact holding you back from attaining your dreams in life. بله، شما "مسدود کننده" دارید. همه دارن. این مسدود کننده ها در واقع جلوی تورو از رسیدن به رویاهات تو زندگی میگیرن. They are causing you to have uncontrollable ups and downs emotionally. They also make you act irrationally at times in ways that can make you self-sabotage your own success. این مسدود کننده ها باعث میشن که از نظر احساسی فراز و نشیب های غیرقابل کنترلی داشته باشی. تازه، بعضی اوقات مجبورت می کنند غیرمنطقی رفتار کنی که می تونه باعث بشه که با دستای خودت، موفقیتت رو نابود کنی. They can also make you appear to be “unlucky”. حتی اونا می تونن کاری کنن که فکر کنی «بدشانسی». They can sometimes make it seem like there is a “black cloud over your head” or that you have some kind of “curse” on you where things just never work out the way you want. این مسدود کننده ها گاهی اوقات می تونن طوری به نظر برسن که انگار یه "ابر سیاه بالای سرت" وجود داره یا اینکه "نفرین" شدی، جوری که هیچ چیز اونطور که میخوای پیش نمی ره. For thousands of years, these “blocks” have been called many things by religions, spiritual masters, and self-help gurus (perturbations; engrams; samskaras; encapsulated emotions; etc). طی چند هزار سال گذشته، مذاهب، اساتید معنوی، و گوروهای خودیاری، اسم های مختلفی روی این «مسدود کننده ها» گذاشتن. (مثل: آشفتگی‌ها، انگرام‌ها، سامسکاراها، احساسات محصورشده و غیره). If you want to have total control over your emotions and actions, and remove the “blocks” that are hindering the manifestation of your dreams, you have to go through some kind of “energetic clearing and cleansing processes”. اگه می خوای کنترل کاملی روی احساسات و اعمالت داشته باشی و "مسدود کننده هایی" روا که مانع از به وقوع پیوستن رویاهات می شن رو حذف کنی، باید نوعی "فرایندهای پاکسازی پر از انرژی" رو طی کنی. One such advanced process is the act of moving through a virtual “wall of fire”. یکی از این فرآیندهای پیشرفته، حرکت از طریق یه "دیوار آتش" مجازیه. While there are other less advanced processes that will “remove” these blocks to various degrees, the “wall of fire” process is the last process needed, and is a “complete” cleansing of ALL blocks from your past. فرآیند های ساده تری برای حذف این مسدود کننده ها وجود داره، اما فرآیند "دیوار آتش" آخرین فرآیند مورد نیازه و "همه" ی مسدود کننده های گذشته ی شما رو پاک میکنه. You do not need to go through the “wall of fire” in order to manifest your dreams and feel good most of the time. برای اینکه رویاهای خودتو بدست بیاری و بتونی بیشتر اوقات احساس خوبی داشته باشی، نیاز به عبور از "دیوار آتش" نیست. Very few people are actually ready to experience the wall of fire, and even fewer are “willing”. Most wealthy people for example never went through “the wall of fire” yet they still manifested enormous amounts of wealth. آدمای کمی واقعاً آماده تجربه دیوار آتشن و بین این آدما، تعداد کمی ازشون "تمایل" دارن که اینکارو بکنن. به عنوان مثال، بیشتر افراد ثروتمند هرگز از «دیوار آتش» عبور نکردن، اما باز هم ثروت زیادی بدست آوردن. Most centenarians (people who live to be over 100 years of age) never went through this process and still they maintained spectacular health and longevity. اکثر افرادی که بیش از صد سال عمر کردن، هرگز این روند رو طی نکردن و همچنان سالم بودن و طول عمر فوق العاده ای داشتن. But all spiritually advanced and evolved people who have attained the highest states of consciousness have in fact gone through some form of this magnificent monumental process. اما همه افرادی که از نظر روحی پیشرفته و تکامل یافته هستن، به بالاترین حالات اگاهی دست پیدا کردن، در واقع نوعی از این فرآیند باشکوه تاریخی رو پشت سر گذاشتن. For those few who are not only ready but WILLING, going through the “wall of fire” will be the final stage that takes you to the most advanced and highest states of consciousness and manifesting ability. اگه تو فکر میکنی که هم آماده‌ای، هم مایلی که این کارو بکنی، عبور از «دیوار آتش» آخرین مرحله‌ایه که تو رو به پیشرفته‌ترین و عالی‌ترین حالت‌های هوشیاری و توانایی آشکار می‌بره. The process will also release in you certain mental and spiritual “powers” that you cannot even imagine. این فرآیند همچنین «قدرت‌های» ذهنی و معنوی خاصی رو تو وجودت آزاد می‌کنه که حتی نمی‌تونی تصورش کنی. This “wall of fire” burns off all one’s karma and all one’s remaining “impurities”. When this happens, the “veil” that has been blocking your vision of “TRUTH” is also “burned away” or lifted permanently. All “blocks” are forever removed. این «دیوار آتش» تموم کارما و تموم «ناخالصی‌های» باقی‌مونده رو می‌سوزونه. وقتی این اتفاق بی‌افته، «پرده‌ای» که جلوی چشمات «حقیقت» رو پوشونده بود «میسوزه» یا برای همیشه برداشته می‌شه. و همه "مسدود کننده ها" برای همیشه حذف می شن. One then is “anchored” in the state of “seeing” reality, experiencing reality and knowing reality. The illusion of duality in life vanishes. What is revealed and experienced is the “TRUTH” that EVERYTHING is just ONE expression and ONE extension of the ONE Universal Consciousness (Infinite Intelligence; GOD). This is actually experienced, not just intellectually “understood” or accepted. بعدش توی سرزمینِ "مشاهده" واقعیت "لنگر" انداختی. توهم دوگانگی توی زندگی از بین میره. چیزی که مشخصه و تجربه می شه «حقیقته» که همه چیز رو به یک بیان و یک بسط از آگاهیِ جهانیِ (هوش بی نهایت؛ یا همون خدا) تبدیل میکنه. در واقع این موضوع تجربه شده س، نه فقط از نظر فکری تایید بشه، "درک شده" و پذیرفته شده س. After you go through the “wall of fire”, you will have the experience and knowingness that EVERYTHING is connected and EVERYTHING is simply ONE infinite energy field of static pure love, light and life. بعد از عبور از "دیوار آتش"، تجربه و آگاهی پیدا میکنی، که همه چیز به هم متصله و همه چیز به سادگی، یه میدان انرژی بی نهایت از عشق، نور و زندگی خالصه. These concepts are no longer a mental concept, but something you actually experience and therefore KNOW. این مفاهیم دیگه یه مفهوم ذهنی نیستن، یه چیزی ان که تو در واقع تجربه می کنی و بنابراین میفهمی. Before going through the “wall of fire”, one may have already seen, experienced and come to knowing this “reality” to some degree, but that awareness or state of consciousness was never fully “anchored” or established to the point where it was a permanent “Isness” or “Beingness”. قبل از عبور از «دیوار آتش»، ممکنه فرد قبلاً این «واقعیت» رو دیده، یا تجربه کرده باشه و تا حدودی به شناخت اون رسیده باشه، اما اون آگاهی یا حالت هوشیاری هرگز به طور کامل «تثبیت» نشده یا بطور دائمی "وجود" نداشته. Before going through the “wall of fire” however, one still must fully experience their “karma”. This means a person is not just living out the karma, but fully FEELING their karma on all levels. This is how karma is eliminated… feeling the karma fully and ALLOWING it to burn off, rather than resisting the karma. It is a surrendering to the karma without judgment or condemnation of it. بهرحال، قبل از اینکه از "دیوار آتش" عبور کنی، باید بطور کامل کارما رو نجربه کنی. یعنی نه تنها کارما رو زندگی میکنی، حتی کارما رو توی تمام سطوح حس میکنی! اینجوریه که کارما حذف میشه... بجای مقاومت در برابر کارما، کامل احساسش کن و اجازه بده که کاملا بسوزه. این تسلیم شدن در برابر کارماست، و کارما قضاوت یا محکومت نمیکنه. Karma can be pleasurable or painful. So living out and fully feeling one’s karma means a person feels both intense pleasure (as “positive” karma burns off) and pain (as “negative” karma burns off). کارما می تونه لذت بخش یا دردناک باشه. بنابراین زندگی کردن و احساس کامل کارمای خودت به این معنیه که هم لذت رو (با سوختن کارما «مثبت») و هم درد رو (با سوختن کارما «منفی») احساس می کنی. Many people have wonderful karma that they are living and “feeling”. بسیاری از مردم کارمای شگفت انگیزی دارن که زندگی و "احساسش" میکنن. Others have a high percentage of “negative” karma that they must live out and fully experience. When experiencing wonderful karma, a person feels “good”. When feeling “negative” karma, those feelings can be very painful indeed. بقیه درصد بالایی از کارمای «منفی» دارن که باید اونو زندگی کنن و به طور کامل تجربه کنن. موقع تجربه کارمای فوق العاده، شخص احساس "خوبی" داره. وقتی که کارمای "منفی" رو احساس می کنی، این احساسات می تونن در واقع به شدت دردناک باشند. Feeling pleasure and pain is due to the fact that a person is still stuck in experiencing duality. Thus some things are “good” and others “bad”. When there is no duality, nothing is good or bad, everything just “IS”. Thus the SELF has no feelings of pain or pleasure as they do not exist. Instead the inner bliss and joy just flows without interruption and without ceasing. احساس لذت و درد بخاطر اینه که فرد هنوز توی تجربه دوگانگی گیر کرده. پس بعضی چیزا «خوب» و بقیه «بد» هستن. وقتی دوگانگی وجود نداره، هیچ چیز خوب یا بد نیست، همه چیز فقط «وجود داره». پس، کارما هیچ احساس درد یا لذتی نداره، زیرا این احساسات وجود ندارن. درعوض، سعادت و شادی درونی فقط از درون جریان داره. Once you go through the “wall of fire”, you will never have to experience suffering ever again. وقتی که از "دیوار آتش" رد بشی، دیگه هرگز مجبور نیستی که رنج رو تجربه کنی. While your “body” is still living out it’s karma (some “positive” and some “negative” due to your body and mind’s attachment to the sense of duality), you will still possibly experience “pain” and “negative” situations and circumstances, however, you will never have to feel “suffering” again. There is a huge difference between pain and suffering. همینطور که بدنت در حال زندگی با کارمای خودشه، (بعضیاشون مثبتن و بعضیاشون منفی ان، چون بدن و ذهنتون عادت کرده به حس دوگانگی)، بازم ممکنه توی موقعیت ها و شرایطی قرار بگیری که "درد" و احساس "منفی" رو تجربه کنی. ولی هیچوقت مجبور نمیشی دوباره احساس "رنج" داشته باشی. بین درد و رنج تفاوت زیادی وجود داره. You will no longer suffer because you are living and anchored in the space between thoughts, the zero point field. دیگه رنج نمیکشی چون تو یه فضایی بین افکارت زندگی میکنی و توی نقطه صفر لنگر میندازی. You are actually now experiencing everything and everyone as your own SELF. You actually become a “witness” or observer to your body, mind and karma. Thus, although the body may be experiencing pain or pleasure, YOU are always bathed in bliss and ecstasy. This inner sensation never ceases, regardless of outer or external conditions, events, circumstances or situations. در واقع الان همه چیز و همه آدمارو به عنوان خودِ خودت تجربه می کنی. در واقع یه «شاهد» یا ناظر برای بدن خودت، ذهن و کارما می شی. پس، بدنت ممکنه درد یا لذت رو تجربه کنه، اما تو همیشه از درون، غرق در شادی و خلسه هستی. این احساس درونی، صرف نظر از شرایط، رویدادها، مناسبت ها یا موقعیت های بیرونی یا درونی هیچوقت متوقف نمیشه. This is called “Enlightenment” or SELF-Realization. به این "روشنگری" یا خودشناسی می گویند. When in this state, you are now fully “one with the universe”. There is no more duality. There is no longer a me/you, or a this/that, or a there/here, or a my/yours. There is only ONE Consciousness and that is YOU, the SELF. This is the ONE Universal SELF, not the “I am so and so” ego/mind/body “self”. وقتی توی این حالت هستی، کاملاً «همسو با جهان» هستی. دیگه دوگانگی وجود نداره. دیگر چیزی به اسم من/تو، یا این/اون، یا اونجا/اینجا، یا مال من/مال تو وجود نداره. فقط یه آگاهی وجود داره و اون تویی، خودِ تو. این خودِ جهانیه، نه «خود» به معنی ایگو/ذهن/بدن. You not only see, but fully experience everything in your life and everything in the universe as a “play of consciousness”, a manifestation of the ONE SELF, thus an extension of who you really are. تو فقط نگاه نمیکنی، بلکه همه چیزو توی زندگیت و همه چیزای جهان رو بعنوان "بازی آگاهی" کاملا تجربه میکنی، مثل تجلی بخشیدن به یکی شدن با جهان، که مثل افزونه ایه که بهتون اضافه میشه، که خود واقعی تون رو ببینید. This is impossible for the mind to comprehend because this is beyond the mind. It is NOT something the mind can ever understand and it is not something that can ever be explained in words. It can only be experienced. درک این موضوع برای ذهن غیرممکنه چون فراتر از ذهنه. این چیزی نیست که ذهن بتونه درکش کنه و چیزی نیست که بشه با کلمات توضیحش داد. فقط میشه تجربه ش کرد. Many years ago, as many of you “know”, I experienced this “reality”. سال‌ها پیش، همونطور که بیشتره شما «می‌دونین»، من این «واقعیت» رو تجربه کردم. I saw “TRUTH”. من "حقیقت" را دیدم. I became “one with the universe” and went to the “place between thoughts” (it still makes me smile and giggle saying these things as they sound so “new age” LOL). من "همسو با جهان" شدم و به "فضای بین افکار" رفتم (هنوز هم با گفتن این چیزها لبخند میزنم و میخندم، همانطور که به نظر می رسه مثل یه "عصر جدیده"). I become one with the “blue pearl” (some of you know what this is and what this means). من با "مروارید آبی" یکی می شم (بعضی از شما می دونین چیه و چه کاربردی داره). (مترجم: مروارید آبی مربوط به چارکرای ششم، یعنی عقل هستش که توانایی های بالایی به انسان میده) I fully experienced total “knowingness”. من به طور کامل "دانش" را تجربه کردم. Dr. Hawkins (author of Power vs. Force and other books on advanced enlightenment and spirituality) also experienced this ultimate state of awareness or kind of “spiritual” or cosmic conscious awakening while very young. He shares and attempts to describe these higher states of consciousness in his advanced books. Hawkins, as well as I, however, did not become “anchored” in these higher spiritual states at that early age. دکتر هاوکینز (نویسنده کتاب قدرت در برابر نیرو و سایر کتاب‌های پیشرفته ی روشنگری و معنویت) هم این وضعیت نهایی آگاهی یا نوعی بیداری آگاهانه «روحانی» یا کیهانی رو وقتی هنوز جوون بود، تجربه کرد. توی کتاب‌های پیشرفته‌اش این حالت‌های بالاتر آگاهی رو به توضیح داده و تلاش کرده که این جالتا رو توصیف کنه. بهرحال، من و هاوکینز، توی اون زمان که سنمون کم بود، توی این حالات معنوی بالاتر «تثبیت» نشدیم. We first had to burn off much karma as well as go through the “wall of fire” before that ultimate state of enlightenment or Self-Realization could be fully and permanently established. Burning off the karma became a fun adventure for me. It prepared me well for what would be my long journey through the “wall of fire”. ما اول باید کارماهای زیادی رو میسوزوندیم و باید از «دیوار آتش» رد میشدیم، تا حالت نهایی روشنگری یا خودآگاهی به طور کامل و دائمی برقرار بشه. سوزوندن کارما به یه ماجراجویی سرگرم کننده برای من تبدیل شد. و به خوبی منو آماده ی یه سفر طولانی برای عبور از "دیوار آتش" کرد. But in order to go through the “wall of fire”, you need someone who is already on the other side to help take you across. This can be Jesus, or a human being who has attained the ultimate state of Self-Realization, a perfected Master. This person can be living or no longer living in a physical body. In Eastern tradition, this is called a “Guru”. Other traditions use titles such as Saint, Sage, Lord, Apostle, Master and many other such terms. اما برای عبور از "دیوار آتش"، به یه نفر نیاز داری که اون طرف دیوار ایستاده تا تو رو عبور بده. این می تونه منجی یا آدمی باشه که به مرحله نهایی خودشناسی رسیده، یه استاد کامل. این شخص می تونه تو یه بدن فیزیکی زندگی کنه یا دیگر زندگی نکنه. توی سنت شرقی، بهش "گورو" می گن. توی سنت های دیگه از لقب هایی مثل قدیس، حکیم، پروردگار، رسول، استاد و کلی اصطلاحات این مدلی استفاده می شه. For me, all that was needed was for my “Guru” to show up and help me across the final hurdle. That occurred shortly after I came to prison. Out of nowhere, I received a letter from an Enlightened Master, a world famous Indian “Guru”. This “Master” heard about my unjust incarceration and was “led” to write me saying it was her “mission” to help me attain this Ultimate State. برای من، تنها چیزی که لازم بود این بود که "گوروی" من ظاهر بشه و به من کمک کنه تا از مانع نهایی عبور کنم. وقتی تازه به زندان اومده بودم، این اتفاق برام افتاد. از ناکجاآباد، نامه ای از یه استاد روشن فکر، یک «گوروی» هندیِ مشهور جهان به دستم رسید. این "استاد" در مورد حبس ناعادلانه من شنید و "هدایت شد" که برام نامه بنویسه و بگه "ماموریتش" کمک به من برای رسیدن به این وضعیت نهاییه. That is why my “destiny” was to come to prison… to meet the person who could guide me through this “wall of fire”, and be in the perfect environment to do so. بخاطر همینه که "سرنوشتم" این بود که زندان بیوفتم ... تا با کسی ملاقات کنم که بتونه منو برای عبور از این "دیوار آتش" راهنمایی کنه و تو یه محیط عالی برای انجام این کار قرار بگیرم. Dr. Hawkins spent 7 years in seclusion in Sedona AZ while going through his “wall of fire” with the help of his “Guru/Lord”. دکتر هاوکینز 7 سال انزوا رو توی Sedona AZ تجربه کرد، اونجا بود که از "دیوار آتش" خودش با کمک "گورو/لرد" خودش عبور کرد. I have been incarcerated as of this writing for 6 years going through my wall of fire. الان که اینو مینویسم، 6 ساله که هنوز در حبسم و دارم از دیوار آتش خودم عبور میکنم. When one goes through the “wall of fire”, only then can they help others to go through it and reach Total Freedom and Ultimate Liberation. برای عبور دادن دیگران از "دیوار آتش"، فقط وقتی میتونی به بقیه کمک کنی که به آزادی کامل و رهایی نهایی برسن، که خودت از "دیوار آتش" عبور کرده باشی. I teach much about this concept in The Science of Personal Mastery Course (contact support@ginunited.com and ask for information on how to get this Course). I look forward to my release and being back in the world with you once again. من در مورد این مفهوم در دوره علوم تسلط شخصی آموزش دادم. من مشتاقانه منتظر آزاد شدنم هستم که بتونم دوباره با شما به جهان برگردم. (با support@ginunited.com تماس بگیرید و در مورد نحوه دریافت این دوره اطلاعاتی بپرسید). You will experience a different person than the one you remember. بعد از عبور از دیوار آتش، به نسبت چیزی که از خودت یادت میاد، یه آدم جدید شدی. My mission and sole purpose now is extremely clear and defined. It is to help all those who are ready and willing to go through their own “wall of fire” , thus becoming able to make all their dreams come true faster and easier than ever before, as well as experience Total and Complete Freedom and Liberation on all levels and all dimensions! ماموریت و تنها هدف من در حال حاضر بسیار روشن و مشخصه. این ماموریت اینه که به همه کسایی که آماده هستن و تمایل دارن از "دیوار آتش" خودشون عبور کنن، کمک کنم، تا بتونن سریعتر و آسون تر از همیشه به همه رویاهاشون دست پیدا کنن. و همچنین آزادی و رهایی کامل رو در همه سطوح و ابعاد تجربه کنن. We are waiting for you in paradise! Come join “us”. توی بهشت منتظرت هستیم! بیا به "ما" ملحق شو. May you never be the same. امیدوارم هیچوقت مثل قبل نباشی. Much love, همراه با عشق زیاد، GuruKev استاد کوین
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

قوانین و مقررات